?Miss me

شاهکار. تسخیر کننده. کلماتی که هر لحظه بارها و بارها توی سرم می‌چرخید. شرلوک هلمز و شخصیتش، دوستاش، حرفاش و خاطراتش امروزِ من را ساخت.
دیدن سریال شرلوک همیشه واسم لذت بخش بوده، از قسمت اولش «A study in pink» تا قسمت آخرش «The Final Problem».

وقتی فهمیدم تمام این سال‌ها چرا شرلوک دانشمند نشد. چرا با این مغز افسون‌گر نمی‌خواست دنیا را عوض کند؟ چرا نمی‌خواست کاری مهمتر از «بازی» انجام بدهد؟ و چرا به جای اینکه دنیا را پادشاهی کند یا «خود دولت بریتانیا بشه، همانطور که برادرش شد» ترجیح داد که سراغ «معما» برود. همه‌ی این‌ها یک جواب بیشتر نداشت : redbeard

توجه: اسپویل.  اگر سریال شرلوک را هنوز نگاه نکردید خواندن ادامه‌ی این متن جایز نیست! پیشنهاد من این است که سریال را قبل از به پایان رسیدن عمر بیهوده و پوچتون ببینید (:
Continue reading ?Miss me

فاک فاک گویان: شروع بازی دوتا

اتفاقی که باعث شد این پست رو بنویسم، گیم امروز من بود ! رفتم سرور‌های اروپای غربی رو انتخاب کردم و زدم شروع بازی. باید ۱۰ نفر join بشن تا بازی شروع بشه. یکی یکی join شدن و ما هم به ۴ نفر هم تیمی ها یه مشت سلام علیک کردیم و بازی شروع شد. خلاصه ۵ دیقه نگذشته بود که دیدم یکی از هم تیمی ها ول کرده رفته داره واسه خودش تو بازی می‌چرخه و انگار نه انگار که من دارم اونجا زیر تیر و تیغ دشمن له میشم !!
بهش پیام دادم که «مرتیکه‌ی پدر سگ، رفتی اونجا چه گوهی بخوری ؟ »
جواب داد ( البته می‌دونید که مکالمات به فارسی نبوده! ) : من نوب هستم خیلی بازی بلد نیستم. من هم گفتم خب اشکالی نداره طرف از من اوضاش خرابتره !
Continue reading فاک فاک گویان: شروع بازی دوتا