همینجوری، از اینور آب تا اونور آب

  هر از گاهی “همینجوری” با درونمایه ی همینجوری بنویسیم هم خوبه. آخر شب ها نیاز به خوندن چیزاهایی دارم که مغزمو غلغلک بدن، گوش دادن موزیک هایی که احساس تکراری بودن را از آدم بگیره!
یکی رو می‌شناختم که همیشه می‌گفت “از جمله های قصار متنفرم و روی قبرم هم جمله قصاری خواهم نوشت در باب مذمت جمله های قصار” :دی منم باهاش موافقم ولی خب    دوست دارم هر از گاهی از این جمله ها و از این مطالب کوتاه شیر ( share !! ) کنم!

– من هر روز و شب، نگران فرزندم و اینترنت هستم، اگرچه دخترم سن کافی برای استفاده از اینترنت ندارد. نگرانی من این است: من نگران ۱۰ یا ۱۵ سال دیگر، او (دخترم) از من بپرسد: “پدر، کجا بودی وقتی اونا آزادی مطبوعات را از اینترنت گرفتند؟ ”
از سایت freenet

  – عبد ا لکریم سرو. ش: ” خدا را گواه می گیرم که چندی است از درد بر خود می پیچم نه فقط به خاطر غریوی که بر غروی مظلوم برآورده اند (دکتر غر.وی استاد دانشگاه، به خاطر نوشتن مقاله ی اما.م، پیشوای سی.اسی یا الگوی ایمانی؟  دستگیر شد)، بل به خاطر جفایی که در این دیار برعموم اهل اندیشه می رود، دیروز به نام اسلام و امروز به نام تشیّع. از  یک سو دم از نو کردن تمدّن اسلامی و گذر از پیچ تاریخ می زنند و از سوی دیگر دریچه‌ها ی تنفس را چنان بر اندیشیدن تنگ بسته اند که خرد را بیجان و فضیلت را ناتوان کرده است. مگر هیچ تمدنی بر زنجیر و زندان و خشک دماغی و خردستیزی بنا شده است؟ و مگر شهسواران عرصه ی تاریخ، قهرمانان میدان تفکر نبوده اند؟ … “

– یه مشکلی که من همیشه با “اینترنت” داشتم، اینه که مثل یه “جعبه ی سیاه” می‌مونه . جعبه ی سیاه بزرگی که تهش معلوم نیست. اندازه اشو نمی‌دونیم، اینکه چی توشه هم نمی‌دونیم. وقتی نمی‌دونی دنبال چی می‌گردی هیچی توش پیدا نمی‌کنی (این خیلی اعصاب خورد کنه)!! ولی وقتی دنبال یه چیز خاصی میفتی تازه می‌فهمی “چی توشه” و چقدر چیز میز و چقدر آدم علاف داره… این شده اوضاع من، حال و حوصله ندارم برم دنبال پروژه های درست حسابیم، به جاش دارم دنبال چیزایی می‌گردم تو نت که نمی‌دونم چیه 😐 اتفاقیه که واسه همه ی وبگردا میفته …

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *