چرا میگن!! فیسبوک بده؟

چرا میگن!! فیسبوک بده؟

چند وقت پیش دوستم کار خوبی رو شروع کرد که من هم تشویق شدم کارشو ادامه بدم. ( تا الان که شروع هم نکردم چه برسه به ادامه :دی)، ترجمه ی صفحه ی Criticism of Facebook ، انتقاد از فیسبوک یا نقد فیسبوک.صفحه ی اصلیش که به شدت تو پره! با ۳۱۶ منبع !!!
اینکه از فیسبوک استفاده کنیم یا نکنیم به نظر خودم شخصیه. اما چیزی که واسم مهمه و فکر می‌کنم واسه بقیه هم ‘باید’ مهم باشه، اینه که حداقل بفهمیم از چی استفاده می‌کنیم. با چی سر و کار داریم! چرا چیز به این گندگی!!! اصلاً وجود داره.

چند وقت دیگه، احتمالاً یه قسمت دیگه هم به پیج فارسیش اضافه کنم تحت عنوان دیدگاه‌های آدم‌های کله‌گنده درباره ی فیسبوک و اثراتش.
به هر حال این پیج رو حتماً یه نگاهی بکنین. سر تیتر های جالبی می‌بینین.

حریم خصوصی:
“… جملهٔ دومی که انتقادات بسیاری را به فیس‌بوک وارد کرد، اجازهٔ فروش اطلاعات به شرکت‌های خصوصی بود. در سیاست‌های این وب‌سایت اعلام شده‌بود «ما می‌توانیم اطلاعات شما را با شرکت‌های خصوصی که با آن‌ها در ارتباط هستیم به اشتراک بگذاریم.
این نگرانی توسط کریس هیوز سخن‌گوی فیس‌بوک پاسخ داده‌شد «ساده بگویم، ما هیچ‌وقت اطلاعات کاربران را با شرکت‌ها در میان نگذاشته‌ایم و قصد این کار را هم نداریم» فیس‌بوک به تدریج این جمله را حذف کرد … “

تأثیرات روانی (Psychological effects) :
“حسادت: وب‌سایت فیس‌بوک با ایجاد حس حسادت و نارضایتی به‌دلیل اعلام و نمایش پیوستهٔ جنبه‌های مثبت زندگی دوستان که شاید واقعیت کامل هم نداشته‌باشد، مورد نقد قرار گرفته‌است. این جنبه‌ها شامل پست‌ها … “

چیزی که همیشه واسم جالب بوده، اینه که هر وقت می‌خوایم از فایده ی شبکه های اجتماعی بگیم، اولین چیزی که به ذهنمون می‌رسه اینه که “آدمارو به هم نزدیک تر کرده ! ” این اولین جواب به این پرسشه که یه شبکه ی اجتماعی به چه دردی می‌خوره ( البته فکر کنم از ماها بپرسن می‌گیم چون که خوش می‌گذره !! دی ) اما من در خوش بینانه ترین حالت فکر می‌کنم تاثیری نداره .
این شبکه ها فقط مارو تنها تر کردن !!

RMS: Unfriend Facebook now — you are its product, not its customer.

3
Leave a Reply

avatar
1 کامنت‌های پی در پی
2 Thread replies
0 دنبال‌کنندگان
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
  مشترک شدن  
جدیدترین قدیمی‌ترین بیشترین رای
Notify of
عارف
مهمان

سلام
راستش، اولین بار، خیلی وقت پیش این پست از وبلاگتو خونده بودم! اون موقع من در هیچ شبکه‌ی اجتماعی فعالیت نداشتم و از منتقدین سرسختش بودم!
اما تقریبا چند ماه پیش به شبکه‌ی به قول شما مثلا اجتماعی توییتر پیوستم! اما چه پیوستنی! در این مدت آشکارا احساس کردم که تنها چیزی که این سایت برام به ارمغان آورده استرس و سردرگمی بوده تا اینکه تقریبا از یک هفته پیش تصمیم گرفتم که از شر توییتر خلاص بشم!
و بالاخره دیشب یاد این مطلب شما افتادم و تصمیمم رو جدی کردم و امروز صبح deactive کردم و خلاص!
زندگی بدون این سایت‌ها زیباتره و مثل گذشته مسیر خودش رو می‌گیره و میره… .

ممنون از شما