دکتر سروش، در جواب به بی-خدایی

دکتر سروش، در جواب به بی-خدایی

برای من هنوز زود است که دست به قلم (کیبورد؟) شوم و از عقایدی بنویسم که طی چند سال بدست آمده. هنوز خیلی چیزهاست که نمی‌دانم و زود است برای گفتن از تجربه‌های خودم از کند‌و‌کاو‌های کتاب‌ها یا سخنرانی‌ها. برای کسی که هنوز در میانه‌ی سفره، سفرنامه نوشتن مسخره است 🙂
منظور از سفر هم مسیریست که یک آدم کنجکاو و اهل پرسش برای بدست آوردن پاسخ پرسش‌هایش طی می‌کند. برای بعضی‌ها شاید این پرس‌وجو‌ها درباره‌ی جهان، خودشان، علم و هرچیز دیگری هیچ‌وقت مهم نمی‌شود! برای خیلی‌ها از روی بدشانسی ( بگیم جبر ) امکان داشتن یک ذهن پویا و پرسش‌گرانه محال است. افرادی را تصور کنید که به خاطر شرایط عقب‌مانده‌ی محیطی و به هزاران دلیل عقب‌ماندگی کشورشان از فرصت فکر کردن و سوال کردن محرومند!به هر حال، من حد اقل خودم می‌دانم با یکم خوش‌شانسی جزئی از این دو گروه نیستم. حداقل واسه من چندین سال است که مهمه ( به قول آدمای خارجی: i care ).
مثل هر آدم منصفی که دنبال درست و غلط می‌گرده، من هم همیشه سعی می‌کنم حرف دو طرف ماجرا را بشنوم. فکر کنم که ۲ سال پیش بود کتاب the god delu.sion از ریچارد دا.ویکنز را می‌خوندم. زمانی که در آن تقسیم بندی داو.کینز، به عنوان یک ندانم‌گرا (agnostic) به حساب می‌آمدم (کسی که به وجود خدا اعتقاد ندارد اما اظهار نظری هم در نبودش نمی‌کند و خنثی است).
کتاب داو.کینز به مزاجم خوش نیامد. دکتر سروش راست می‌گفت، داوکینز یک فیلسوف نبود (همانطور که خودش هم ادعایی نداشت). اما قلمش گزنده و تند بود و البته همراه با طنازی! هضم کردن مطالب نوشته شده در کتاب داو.کینز برای منی که ندانم‌گرا بودم سخت بود. (هرچند بسیاری از مطالبش جز حقیقت نبود، مانند نوشته‌هایش در باب اخلاقیات).
از آن زمان به بعد، بیشتر و بیشتر جست‌جو می‌کردم. امشب هم در سایت مفید و البته فیل.تر یو‌تیوب (یه وقت فکر نکنین فی.لتر بودنش به خاطر مفید بودنشه!) سخنرانی خوب دکتر سروش رو در نقد کتاب «پندار خدا» از ریچارد داو.کینز دیدم. ۲ ساعت بود و کاملا ارزش داشت (:
در این سخنرانی، شاید بسیاری از مواضع یک دیندار عقل‌گرا را می‌بینید. اگر مثل من کنجکاو هستید جواب دین و دینداران را به هجمه‌های جذاب علم و علم‌گرایان بشنوید، پیشنهاد می‌کنم این سخنرانی هرچند طولانی، را ببینید. بعضی سخنان سروش برای کسی که حرف آدم‌های مثل دا.وکینز یا لاورنس کراس (کسی که پایه‌گذار مفهوم انرژی تاریک در فیزیک است)  یا دن دنت در جبهه‌ی مقابل را خوب شنیده کمی غیر منطقی به نظر می‌رسد! به هر حال …
خلاصه‌ای از این سخنرانی و قسمت‌هایی که برای خودم جذاب بود را آوردم:

اولین بحثی که مطرح میشود، «آزمایش بزرگ دعا»ست. این آزمایش در فصل دوم کتاب پندار خدا نوشته شده. خلاصه‌ای از این قسمت از کتاب:
« آیا دعا به بهبود بیماران کمک می‌کند؟ برای صحت آزمایش دعا، آزمایش باید بدون جهت‌دهی باشد. بیماران به طور کتره‌ای انتخاب شدند. گروه اول دعا دریافت می‌کردند و نمی‌دانستند دعا دریافت می‌کنند. گروه دوم هیچ دعا دریافت نمی‌کردند بی‌آنکه خودشان بدانند و گروه سوم دعا دریافت می‌کردند و می‌دانستند دعا دریافت می‌کنند. نه هیچ یک از بیماران، نه آزمایشگران، نه دکتر‌ها نمی‌دانستند کدام بیمار دعا می‌شود و کدام نمی‌شود. کسانی که دعا می‌کردند طبیعتا باید نام افراد دعا شونده را می‌دانستند، در غیر این صورت چطور می‌توانستند بدانند که برای چه کسی دعا می‌کنند؟ اما احتیاطا فقط نام کوچک و حرف اول نام خانوادگی بیماران به دعاگویان گفته میشد. ظاهرا همین قدر کفایت می‌کرد که خدا بتواند تخت‌های مورد نظر را بازشناسایی کند !!
نتیجه‌ی آزمایش که ۲۰۰۶ منتشر شد، بی ابهام بود. میان دعا شوندگان و کسانی که دعا دریافت نمی‌کردند فرقی نبود. اما بین کسانی که می‌دانستند دعا دریافت می‌کنند و کسانی که نمی‌دانستند تفاوت جالبی بود. آنهایی که می‌دانستند به طور قابل توجهی به مشکل برخوردند! به خاطر اضطراب بیشتری که دچارش شده بودند … »

دکتر سروش در پاسخ به این آزمایش مثل همیشه مفصل صحبت می‌کند. ابتدا خودش مثال‌هایی از آزمایشات دیگری میزند. پسرعموی داروین چنین آزمایشی را انجام داده (روی سلامتی کشیشان و سلامتی درباریان پادشاهی انگلیس) و به این نتیجه رسیده که هیچ تفاوتی نیست.
سروش می‌گوید از نگاه بعضی فیلسوفان، مانند کانت، دعا تعبیر و توجیه فلسفی ندارد. اینکه خداوند به «خواسته‌ی» ما و «بر پایه‌ی خواسته‌ی» ما سبک-سنگین کند و تصمیم بر کاری بگیرد (یعنی چنان کند که ما می‌خواهیم) سخنی عبث است!
اما در رابطه با آزمایش دعا، نکته‌ای را می‌گوید که به نظرش افرادی مانند داوکینز فراموشش کرده‌اند:
«ما در این دنیا فقط روابط علت-معلولی نداریم. آیا می‌توان دعا را از جنس پدیده‌های طبیعی دانست و با اندازه گیری آن را بررسی کرد؟ رابطه‌ی دعا و استجابت دعا رابطه‌ی علت و معلولی نیست! اگر فرض کنیم که یک دعا به نتیجه رسیده، اینجور نیست که با تکرار دعا به عنوان یک آزمایش، بتوانیم همان result را ببینیم یا دریافت کنیم! رابطه‌ی دعا و استجابت رابطه‌ی معنایی است.»
دکتر سروش مثالی می‌زند:
«تصور کنید یک موجود پیشرفته‌ی دیگر در یک سیاره‌ی دیگر ما را با یک وسیله‌ای در نظر بگیرد! می‌بیند که بعضی ماشین‌ها از چهارراه رد میشوند و بعضی نه! بعد می‌بیند که اگر چراغ قرمز باشد، رد نمی‌شوند و اگر رنگ چراغ سبز باشد پس از چهارراه رد میشوند !

با این مثال می‌توان نشان داد که این رابطه، یک رابطه‌ی علت و معلولی نیست و «علت» متوفق شدن ماشین‌ها رنگ چراغ‌ها نیست! بلکه «دلیل» متوفق شدن ماشین‌هاست! رنگ قرمز به خودی خود که باعث نمی‌شود ماشین از حرکت بایستد! همین الان که من با شما حرف می‌زنم، حرف‌های من علت فهم شما نیست بلکه دلیل فهم شماست (یعنی رابطه‌ی علت و معلولی نیست).

بحث دومی که مطرح می‌شود و به نظرم ارزش ذکر کردن دارد، «تعبد» است.
دا.وکینز همیشه همه جا و در هر مستندی و هر سخنرانی می‌گوید، کودکان در محیط دینی tune می‌شوند. آن‌ها به این خاطر دیندار هستند چون به صورت اتفاقی در یک خانواده‌ی دیندار به وجود آمده‌اند. داو.کینز با نگاهی داروینی می‌گوید: « گوش دادن به حرف پدر و مادر در طی تکامل انسان‌ها، باعث زنده‌ماندن کودکان می‌شود. (مثلا مادرها به کودکانشان می‌گویند آنجا نرو خطرناک است! دست به آتش نزن و …). کودکانی که بهتر تابع محیط خانواده و قبیله بوده‌اند، طبیعتا شانس بیشتری برای زنده‌موندن و زندگی کردن و راحت‌تر زندگی کردن، داشتند.»
خوشبختانه سروش مخالفت چندانی با این قضیه ندارد. او می‌گوید: «بحث تعبد (یعنی پذیرش بی چون و چرا) همیشه وجود داشته و جزيی از انسان بودن ماست. ما این مفهوم تعبد را همه جا می‌بینیم. در علم، در فلسفه در هرچیز دیگری. جامعه همیشه همینجوریست. بیشتر مردم دنیا مقلد دانشمندان هستند. وقتی می‌گویند زمین به دور خورشید می‌چرخد قبول می‌کنند. یا وقتی می‌گویند پنی‌سیلین فلان دسته بیماران را می‌کشد، می‌گویند حتما دلیلی وجود دارد دیگر! در دین و علم همینطور است. عامه‌ی مردم مقلد هستند. اما برای دیدن دلیل و منطق علمی، همانطور که به دانشمندان برجسته مراجعه می‌شود، در دین هم برای پیدا کردن جواب‌ها به فیلسوفان و متکلمان مراجعه می‌شود. درست نیست که به سراغ عقاید عوام رفت چون آن‌ها فقط مقلد هستند. »

بحث آخر که لازم دیدم بنویسم، «اخلاق» است.
جالبی‌اش اینجاست که در این بحث به گفته‌ی خود شنونده‌ها، شباهت و توافق بسیار زیادی میان گفته‌ها و نظرات داو.کینز و دکتر سروش است. من هم خوشحالم که یک دانشمند دینی می‌‌تواند اینقدر منعطف باشد و بر پایه‌ی مدرک و دلیل اخلاق را یک امر کاملا «بیرون از دین» بداند.
دکتر سروش بارها تاکید می‌کند که دین، هیچ دینی، آفریننده‌ی اخلاق نبوده. این طور نبود که قبل از دین دروغ خوب باشد و پس از آن دروغ بد شده باشد!
ریچارد داو.کینز اما، مهمترین دلیل بی‌اخلاقی‌های تاریخ را دین می‌داند. نظرات و مثال‌های جالبی درباره‌ی کودک‌آزاری های کشیشان (کسانی که مبلغ ترس از جهنم بودند) دارد. درباره‌ی تبعیض‌ها و حقیر شمردن زنان. مطلبی که در این زمانه برای هر کسی (حداقل کسی که اهل انصاف و اندیشه است) واضح است، این است که تفاوتی میان زنان و مردان نیست. اما دین، همیشه یا باعث و بانی یا تشویق کننده‌ی چنین بی‌اخلاقی‌هایی می‌شود. مباحث تبعیض جنسیتی و مخصوصا همجنس‌گرایی بسیار جدید است. این بی‌اخلاقی‌هایی که ما امروزه می‌فهمیم و درک می‌کنیم و برایمان بدیهی بوده، در گذشته نزد دین‌داران ترویج داشته و بی اخلاقی به حساب نمی‌آمده.

مثال‌هایی از این دست هم فراوانند، خود دکتر سروش هم اشاره می‌کند که در تورات داستان‌های غریبی از بی‌اخلاقی‌ها وجود دارد. در قرآن هم همینطور. این دو داستان را خود سروش نقل می‌کند: «در قرآن آمده مردی اجازه دارد زن خود را کتک بزند! یا مردی که فرزند خود را کشت فقط به این دلیل که تصور می‌کرد اگر بزرگ شود پدر و مادر خود را گمراه می‌کند! »
نکته‌ای که سروش در بحث اخلاق و جواب به داو.کینز تاکید می‌کند، تفاوت میان «اخلاق» و «رسم و رسومات»!
شاید از نظر سروش اشتباهی که افرادی مانند داو.کینز مرتکب می‌شوند، مخلوط کردن اخلاق با رسم و رسومات باشد. سروش می‌گوید:
« داوکینز مثالی از زنانی میزند که برقع می‌پوشند و صورت‌های خودشان را پنهان می‌کنند و می‌گوید این نشانی از عقب افتادگی آن‌ها دارد!
اصلا هم این عقب افتادگی نیست. اینکه در گذشته یک سری رسوم بین مردم بوده، برای آن‌ها کاملا rational و پذیرفتنی بوده! آن‌ها با این رسم و رسومات زندگی می‌کنند و مشکلی هم ندارند! آنها دارند زندگیشان را می‌کنند!
اگر ناگهان زنانی را ببینند که کمی برهنه‌تر باشند، برایشان غیر منطقی و نادرست می‌نماید! همانطور که زنانی که از بیرون نگاه می‌کنند و پوشیدن برقع را غیر منطقی و عجیب می‌بینند !
پس بین اخلاقیات و رسم و رسومات باید تفاوت گذاشت.»

سخنان دکتر سروش با بحث اخلاقیات تمام می‌شود. هدف من از این پست فقط بازگو کردن استدلال‌هایی است که یک دیندار می‌تواند نسبت به هجمه‌های علمی داشته باشد. اینکه سخنان سروش چقدر مستدل و قانع کننده بوده، قضاوتش با شما و من است (:
در نهایت، گره‌ای که در تمام سخنرانی سروش به وضوح دیدم، به بیانی بهتر، بیشترین تفاوت دیدگاهی که بین سروش و داو.کینز دیدم، «فرضیه پنداشتن وجود خداست» !
بیشتر بحث‌های علمی که می‌توان دنبال کرد (مثلا مراجعه کنید به مناظره‌ی لاورنس کراس با حمزه tzortzis با این عنوان: مناظره‌ی اسلام و بی.خدایی ). آن طرفی که سخن از بی.خدایی می‌زند، حتما فرض می‌کند که وجود خدا باید یک «فرضیه‌ی علمی» باشد. (همانطور که داوکینز از اول کتابش این فرض را کرده). سروش اما، کاملا از بیخ و بن! فرضیه پنداشتن وجود خدا را رد می‌کند و به این طریق حرفی برای گفتن دارد. به نظر من، خودش هم می‌داند اگر وجود خدا را یک فرضیه‌ی علمی در نظر بگیریم، آن وقت اوضاع خراب می‌شود و کفه‌ی ترازوی علم به شدت سنگینی می‌کند.

پستم رو با این سوال به پایان برسانم:
« چگونه می‌شود تا صحبت از دین و خدا می‌شود ناگهان قدرت علمی و تحلیل‌های منطقی کارایی خودشان را از دست می‌دهند و توانایی ورود به این قلمرو از آن‌ها سلب می‌شود؟! مگر دینداران چه چیزی در قلمرو خود دارند که دانشمندان از بیان آن عاجزند و اجازه‌ی ورود هم ندارند؟
اگر وجود خدا فراتر از درک ماست، پس این تناقض که «چیزی را درک می‌کنیم که فراتر از درک ما باشد» چه می‌شود؟ اگر هم در درک ما می‌گنجد لطفا یک نفر با انصاف پیدا شود و برایم توضیح دهد. »

پ.ن: لینک به ویدیو سخنرانی

38
Leave a Reply

avatar
20 کامنت‌های پی در پی
18 Thread replies
1 دنبال‌کنندگان
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
  مشترک شدن  
جدیدترین قدیمی‌ترین بیشترین رای
Notify of
hsn6
مهمان
hsn6

چیزی که من همیشه استدلال می‌کنم اینه که جهت متوسط علم به سمت دینه !
یعنی در واقع دین همون علمه که تا بی‌نهایت رفته !

رضا
مهمان
رضا

تو گه میخوری با این استدلال مسخره ات

ناشناخته
مهمان
ناشناخته

> اگر هم در درک ما می‌گنجد لطفا یک نفر با انصاف پیدا شود و برایم توضیح دهد. قاعدتا هر موجودی که مغز داشته باشه وبتونه ازش بهره ببره به هر چیزی شک میکنه و اکثر موقع ها شک همان جا با استدلال بر اساس چیز هایی که بهش اثبات شده شک رو برطرف میکنه : یا صحیحه و یا غلطه و اگه مسایل اثبات شده یا همون معلومات بر ادم کافی نباشه شک تبدیل به تبدیل میشه به احتمال کمی من جزو ( هر موجودی که مغز داشته باشه وبتونه ازش بهره ببره ) هستم و خصوصا روی این مورد شک و تردید زیادی داشتم و این شکلی استدلال کردم: محمد در جامعه ای که سواد نبوده و در زمانی که اوج تکنولوژی در چاه های اولیه نفت و معماری های استخراجی یا جنگی کمی پیچیده که امروزه خیلی ساده به چشم میان بوده و عملا شهرهای بزرگ اون… خواندن بیشتر «

امین
مهمان

ممنون : ) خوبه که حداقل سعی می‌کنی با مغز (به قول خودت) استدلال کنی و نه با اعضای دیگه‌ی بدنت :دی (باور کن آدم‌هایی دیدم که می‌گفتن کافیه به قلبت رجوع کنی تا چی وجود داره چی نداره 😐 ) نمی‌دونم چقدر نظر مخالفارو گوش دادی ( یا خوندی ) ولی این استدلال پاراگراف جهارم و پنجمت تقریبا واسه دوران راهنمایی و دبستان جواب میده 🙂 یعنی تو کتابای دینی ما از این جوری حرف و حدیث ها فراونه : ) خلاصه حرفت اینه : ۱. اون زمان همه بی‌سواد بودن ۲. یهو یه آدم بی‌سواد حرفایی می‌زنه که عجیبه و فراتر از زمانه (که قبول دارم) ۳. پس نتیجه می‌گیریم باید یه موجود فراطبیعی وجود داشته باشه که اون حرفارو بهش بگه ۴. پس اون موجود فرا طبیعی اسمش رو میذاریم خدا من صرفا خلاصه‌ی حرفت رو گفتم، اگه فک می‌کنی خلاصه‌ی حرفت این ۴ مورد نبود به… خواندن بیشتر «

به قول خودت ناشناخته
مهمان
به قول خودت ناشناخته

خوب بله من قسمتی از حرفام این بود ولی شما بقیه جمله ها رو ندیدیدی و فقط به این چند جمله نگاه کردی بقیشم نگاه کن لطفا > در یه جامعه مردم ابتدایی هستن و کم سواد، یهو یه آدم میاد که فراتر از درک اون قبیله شیطان صفت و پست فطرت هست و کارای وحشتناکی می‌کنه (نیاز نیست مثال بزنم، تعداد آدم بدهای تاریخ زیاده) ، خب پس میشه شیطان رو اثبات کرد ؟< بستگی به سطح ابتدایی بودن افرادش داره. اگه بخوایم اون کاری که پیامبر اسلام کرد رو به صورت شر برگردون کنیم مثل اینه که یک فقیر روستایی از هائیتی (یک کشور امریکایی که بعد زلزله به شدت قحطی زده) یک دفعه به سرش بزنه و همینجوری یهویی در طی دو سال به قدرت برسه و بعد از اون بیاد ایالات متحده رو تسخیر کنه!!(ناپلئون و معمر قذافی نزدیک ترین مثال واقعی به این موضوعن که… خواندن بیشتر «

بهنام
مهمان
بهنام

تو جوابت به کامنت اول همچین چیزی گفتی : “قبل از پیامبران و بعد از پیامبران هم فراوون انسان‌هایی بودند که فراتر از زمانه‌ی خودشون صحبت کردن در حالی که در بی سوادی غوطه ور بودن : ) ولی هیچ کدومشون مقدس نیستند و نخواهند بود. ” و سوال من اینه که اون انسان هایی که میگین چقد فراتر از زمانه ی خودشون بودن؟ شما فک کنم اینجا بحث اون دوستمون ( یا هرکس دیگه ای که این استدلالو میاره) با نبوغ اشتباه گرفتین! اینجا اصلا بحث نبوغ مطرح نیست چون اگر اینجوری باشه صحبت شما کاملا درسته.من چند ماه پیش به اصرار یکی از دوستان ویدیویی رو تو آپارات دیدم که یه پسر بچه ی ۳ ، ۴ ساله جوری حرف می زد و بلبل زبونی می کرد که انگار یه پا آقا بود برا خودش. وقتی اونو با ۳ سالگی خودم و یا بچه هایی که اطرافم میبینم… خواندن بیشتر «

علی
مهمان
علی

علت وجود خود قوانین چیست؟
چرا قوانین فیزیک کوانتوم وجود دارند؟

لطفا یه لحظه دقت
مهمان
لطفا یه لحظه دقت

سروش در این سخنرانی گفت خدا رو نمیشه از طریق روش علمی کشف کرد. چون داریم در خصوص کل مجموعه عالم حرف میزنیم و این سوال رو مطرح میکنه که اگه اون موجود،یعنی خدا، بخاد با ما ارتباط برقرار کنه چطوری باید اینکار رو بکنه ؟؟؟ اما سروش عمدا یا سهوا طوری حرف میزد که انگار اون خدا که راجع بهش حرف میزنه وجود داره. یعنی مسلّم گرفته که وجود داره!! البته نمیشه احتمال وجود خدایی که با فکر و عقل خودمون نتونیم وجودش رو اثبات کنیم رد کرد. یعنی شاید ممکنه ما حتی با فکر خودمون به این نتیجه برسیم که خدایی وجود نداره و همه چیز رو میشه با فیزیک و علم جواب داد ولی باز هم خدا وجود داشته باشه . شاید اون خدا اصلا بر اساس روش های علمی و نحوه استدلال عقلی ما قابل کشف نباشه ولی باز هم وجود داشته باشه. نمیشه این احتمال… خواندن بیشتر «

Milad
مهمان
Milad

وجود داشتن خدا مسئله ای غیر از خود ذات خداس. ما ذات خدا رو درک نمی کنیم ولی وجوشو می فهمیم اونم از نشونه هاش. وجود خدا در حد درک ماس

amin
مهمان
amin

وقتی خود علم در حال تغییره و نظریه های علمی مرتب در حال اصلاحند مگر میشه صرفا با استدلال علمی همه چیز را درک کرد.نظریه اتمی از 200 سال پیش تا الان چقدر تغییر کرده ؟ امروز از نظریه اتمی دالتون فقط این رو قبول داریم که اتم وجود دارد و اونقدر در شناخت اتم پیشرفت حاصل شده که اصلاً قابل مقایسه نیست.بعضی چیزها رو فقط با درک شهودی میشه فهمید

علي
مهمان
علي

سلام اينجاست كه به به من اثبات ميشود آقاي سروش به طرز بدي يا گيج است يا حقه باز يا هر دو؛ ايشان ميگويند (شما هم نوشته ايد)؛ “خوشبختانه سروش مخالفت چندانی با این قضیه ندارد. او می‌گوید: «بحث تعبد (یعنی پذیرش بی چون و چرا) همیشه وجود داشته و جزيی از انسان بودن ماست. ما این مفهوم تعبد را همه جا می‌بینیم. در علم، در فلسفه در هرچیز دیگری. جامعه همیشه همینجوریست. بیشتر مردم دنیا مقلد دانشمندان هستند. وقتی می‌گویند زمین به دور خورشید می‌چرخد قبول می‌کنند. یا وقتی می‌گویند پنی‌سیلین فلان دسته بیماران را می‌کشد، می‌گویند حتما دلیلی وجود دارد دیگر! در دین و علم همینطور است. عامه‌ی مردم مقلد هستند. اما برای دیدن دلیل و منطق علمی، همانطور که به دانشمندان برجسته مراجعه می‌شود، در دین هم برای پیدا کردن جواب‌ها به فیلسوفان و متکلمان مراجعه می‌شود. درست نیست که به سراغ عقاید عوام رفت چون آن‌ها… خواندن بیشتر «

علي
مهمان
علي

سلام دوباره
در ضمن آقاي سروش در دو كتاب “علم چيست، فلسفه چيست” و “دگماتيزم نقابدار” آسمان و ريسمان را به هم مي بافد تا اثبات كند، هر نوع اخلاق كه خارج از دين باشد غلط و نامعتبر و غير منطقي است و فقط دين است كه مي تواند اخلاق را مطرح كند.
ايشان به نظر ميرسد يا مخاطب را ساده لوح فرض كرده يا …؟!

امید
مهمان
امید

به نظر من کاملترین دیدو شناخت به هر چیزی تنها در خود آن چیز است وهر شناختی که ما نسبت به چیزهای غیر از خودمان داریم محدود است.( بودن) را هرکس در مورد خودش میتواند شاهد کامل باشدواین در مورد خدا هم است(بین پرانتز اینو هم بگم که وقتی خواست وخیر غیر از خود را بیشتر از یا به اندازه خودمان بخواهیم شاید به خود(غیر)برسیم .ما نشانه های خدا را میبینیم نه خود خدا را .خود خدا را خودش میتونه ببینه و…….

javadkhof
مهمان

توصیه می کنم دین رو با خودش بشناسید نه با کتاب یه مشته فیلسوف 🙂 توی کشوری زندگی می کنید که دین از اول تا الان حرف اول رو می زده ! ( چه در دوره ماد ها که پیامبر مجوس با افکارش باعث شبه کودتای کوروش میشه ! و چه در دوره یه ساسانی ان که دین یک بازیچه می شه توسط حاکمان ساسانی و چه در دوره صفویان که دین باعث یه جهش فرهنگی بزرگ میشه و چه زمانیکه دین باعث یک انقلاب میشه ! و چه الان ) در مورد دین هایی مختلف وقتی از نگاه خودشون وارد بشید به تفکرات عجیبی می رسید ! و ابلته منظورم مستندات و اساس دینشون ( مثلا مسیحین انجیل و…. ) برعکس حرف هایی که فلاسفه می زنن که خدارو چیز نامعلوم توصیف می کنن تویه کتب دینی ( هر دینی ) خدا رو به زیبایی بر اساس افکار خودشون… خواندن بیشتر «

حقگرا
مهمان
حقگرا

با درود انچه عموما خدا ناباوران به عنوان خدا انکار می کنند در حقیقت سایه و شبه وجود خداست نه خود خدا .انها این سایه را انکار میکنند چون ویزگیهای خدای واقعی را ندارد لذا کاملا منطقی است که چنین خدایی را انکار کنند . یک انسان معقول هرگز سایه را حقیقت نمیداند بلکه سایه را نشانه ای برای یک واقیقت غیر قابل انکار تلقی کرده و از سایه به وجود حقیقی میرسد . تمام یافته های علم به ما می اموزد که خرافات و جهل نمی تواند جواب گوی این کارگاه عظیم هستی باشد . به عبارتی تصور بشر گونه و انسان واری که ما از خدا داریم نمی تواند حقیقی باشد و این یعنی اغاز یک پایان نه پایان یک اغاز به عبارتی بشر وارد یک فاز جدید شده درست مانند یک بازی که از مراحل ساده گذر و وارد مراحل پیچیده تر شده و هنوز خیلی زود… خواندن بیشتر «

حقگرا
مهمان
حقگرا

عرض سلام و ادب خدمت شما و دیگر عزیزان چه خوب است که ما قبل از رد هرادعایی از طرف مقابل توضیح بخواهیم سپس اگر جواب طرف مقابل نادرست بود با دلایل عقلی ایشان را از اشتباه در اوریم …بگذریم ابتدا نکته یایانی را به اختصار توضیح میدهم هر چند توضیح واضحات است ولی فکر میکنم ذکرش خالی از فایده نباشد : اینکه شما تلویحا علم را به علوم تجربی و متداول محدود کردید بطلانش اظهر الشمس است زیرا علم به معنی اگاهی است و هر اگاهی که دنیای هستی شناسی بشر را یک قدم به جلو ببرد علم محسوب میشود و این علم میتواند پهنه بسیار وسیعی داشته باشد و هیچ حدو مرزی ندارد اساسا تقسیم علوم به گرایشات و استعدادهای بشر برمیگردد یعنی بشر در هر زمینه که استعداد و گرایشی دارد در همان زمینه به جستجو و کنکاش پرداخته و به اندازه و میزان تلاشش در ان… خواندن بیشتر «

حقگرا
مهمان
حقگرا

با درود ادامه پست قبلی در پست قبلی به مسئله وحدت وجود و به تبع ان مراتب وجود رسیدیم برای جا افتادن این حقیقت در پست قبلی از مثال نور نام بردیم در اینجا برای جا افتادن بهتر از مثال اب استفاده میکنیم . همه ما میدانیم که اب یک ماده مشخص است با ترکیبات معین که برای همه انسانها شناخته شده است اما این ماده شناخته شده هم میتواند اشکال مختلف داشته باشد وهم با حفظ ذاتیات خود به اشکال مختلف ظهور کند به این ترتیب که شما یک اقیانوس بیکران را در نظر بگیرید که بر اثر حرارت و تابش افتاب مقادیری از ان تبخیر شده و بعد از مراحلی به تودههای ابر تبدیل شده و مجددا با تراکم و شرایط دیگر تبدیل به قطرات اب گردیده و به صورت باران به زمین برمیگردد و از تجمع این قطران جویبارهای کوچک و سپس رود های بزرگتر و بعد… خواندن بیشتر «

حقگرا
مهمان
حقگرا

با درود اثبات صفات خدا با تکیه بر فطرت قبلا بیان شد که ما وجود خود را حضورا و بداهتا درک میکنیم که نیاز به هیچ استدلال و اثباتی هم ندارد زیراین وجود در همه ثابت و یکسان است . با کمی دقت و تامل در درون خود ما متوجه میشویم که این وجود و به تعبیری” من درونی ” دارای ویژگیها و گرایشات متعددی است که به طور کلی میتوان به گرایشات : مادی ، عاطفی ،معقول و معنوی تقسیم کرد که گاهی نیز تداخلاتی بین انها وجود دارد که خود بحث مفصلی است اما انچه مد نظر ماست این است که ما با تامل و تجربه در دنیای درون و برون به سهولت میتوانیم پی ببریم که برخی از این گرایشات (مانندگرایشات مادی و برخی عواطف) با حیوانات مشترک هستیم و در گرایشات دیگر مانند معقولات و معنویات وجه اشتراکی بین انسان و حیوان وجود ندارد .این حقیقت… خواندن بیشتر «

مهدی
مهمان
مهدی

پناه می برم به خدا .

یک رائلی
مهمان
یک رائلی

به نظر من نباید همش از این زاویه فکر کرد که اگر خدایی وجود دارد به آن معنی که خداباوران میگویند این خدا بینهایت است و آفریننده همه چیز است و اگر هم خدایی مانند آنچه خداباوران میگویند وجود ندارد با تکیه بر اثبات ناپذیری وجود خدا این هم دلیل نمیشود که نتیجه قطعی بگیریم که همه چیز محصول تصادف است و باید بطور کامل با نظر تکامل گرایان موافقت کرد. حرف من اینست نه به آن شوری شوری نه به این بی نمکی. میتواند راه سومی هم وجود داشته باشد و حقیقت چیز دیگری باشد. لطفا این مطلب را بخوانید: حقیقت چیست: 25000 سال پیش انسانهایی بسیار پیشرفته بنام «الوهیم» از سیاره ای دوردست به زمین آمدند و به رهبری فردی بنام «الله»، بشریت و همه ی حیات روی زمین را خلق کردند. بشر گذشته بعلت درک و فهم پایین خود با مشاهده دانش و توانایی های خارق العاده… خواندن بیشتر «

Hamed
مهمان
Hamed

من سوالم این هست که بشر چیز های زیادی تا به حال درست کرده بهتره بگم سیستم های زیادی درست کرده و موفق ترین سیستم ها فرقی نمیکنه چه نظام های اجتماعی و یا نظام های فنی و مهندسی هماهنگی و نظمشون بیشتر بوده خب به نظر من باید کسی بوده باشه که این سیستم رو طراحی کنه و یک مقصدی رو براش تعریف کنه و به سمت اون مقصد حرکتش بده و این همون چیزیه که به نظرم دلیلی بر وجود خداست خدا هم این قوانین و نظمی رو که علم کنونی ما داره که البته اون رو هم ما بهش نظم دادیم با اعداد و فرمول ها و نماد ها ولی خب چیزیه که این قابلیت رو داره یعنی میشه یک سیستم منظم در نظر گرفت که ما این نظام رو در بین پدیده هاش میبینیم پس اگه به این گفته که دنیا یه چیز هدفمند و منظمی… خواندن بیشتر «

نونیم
مهمان
نونیم

من اگناستیک هستم. معتقدم نه خداباوران میتونن وجود خدا رو اثبات کنن نه خداناباوران عدم وجودش رو. کره زمین 4/5 میلیارد سال سن داره و به اندازه کابی فرصت داشته که در طی 700 میلیون سال یک موجود تک سلولی رو به دو سلولی تبدیل کنه. از اونطرف خود حیات هم هنوز تعریف مشخصی نداره و بشر نتونسته در ازمایشگاه از سلولهای مرده سلول زنده تولید کنه. پس بیخودی به جون هم نیفتیم. بگردیم و دانش مون رو اضافه کنیم. مهم اینه که انسان باشیم.

دانلود آهنگ ترکی
مهمان

بهترین وبسایتی که تاحالا دیدم.ازتون متشکرم

محمد فیاض
مهمان
محمد فیاض

یکی به من بگوید که کسی تا حالا از نزدیک و با چشم خودش مغز شما رو دیده خب مسلا کسی نیست آیا این دلیل میشه که تو مغز نداری و بی مغزی نه پس خدا هم وجود دارد ولی برای ما کمی درکش سخت است