?Miss me

شاهکار. تسخیر کننده. کلماتی که هر لحظه بارها و بارها توی سرم می‌چرخید. شرلوک هلمز و شخصیتش، دوستاش، حرفاش و خاطراتش امروزِ من را ساخت.
دیدن سریال شرلوک همیشه واسم لذت بخش بوده، از قسمت اولش «A study in pink» تا قسمت آخرش «The Final Problem».

وقتی فهمیدم تمام این سال‌ها چرا شرلوک دانشمند نشد. چرا با این مغز افسون‌گر نمی‌خواست دنیا را عوض کند؟ چرا نمی‌خواست کاری مهمتر از «بازی» انجام بدهد؟ و چرا به جای اینکه دنیا را پادشاهی کند یا «خود دولت بریتانیا بشه، همانطور که برادرش شد» ترجیح داد که سراغ «معما» برود. همه‌ی این‌ها یک جواب بیشتر نداشت : redbeard

توجه: اسپویل.  اگر سریال شرلوک را هنوز نگاه نکردید خواندن ادامه‌ی این متن جایز نیست! پیشنهاد من این است که سریال را قبل از به پایان رسیدن عمر بیهوده و پوچتون ببینید (:
سریال شرلوک اینقدر زیبا و غیره منتظره تموم شد که در ابتدا وقتی واسه ناراحتیم نذاشت، ناراحتی برای تموم شدنش. ناراحتی واسه دیدن «خودنمایی»های شرلوک وقتی که با اشتیاق تمام به چهره‌ی ابلهانه‌ی دکتر واتسون نگاه میکنه و میگه «چه جوری آدما میتونن اینقد کودن باشن؟» ناراحتی واسه‌ی پوزخند جذاب و مرموز «جیمز موریارتی» که تنها دغدغه‌اش مشکل درست کردنه. یه آدم حسودِ دیگه که دوست داره «بازی کنه»، دوست داره هم‌بازی داشته باشه و چه کسی بهتر از شرلوک. بقیه (ordinery peoples) علاقه‌ای به این بازی‌ها ندارند، مردم عادی فقط می‌میرن، کاری که به گفته موریارتی هر روز انجام میدن!
وقتی واسه ناراحتیم نذاشت چون احساس می‌کردم باید توی این معمای بزرگ و این «مشکل آخر» بیشتر کند و کاو کنم. بیشتر جنبه‌های پیچیده شخصیت شرلوک رو درک کنم. لحظه‌ای که فهمیدم چرا شرلوک «شرلوک» شده، لبخند شیرینی ناشی از کشف یک معمای بزرگ به لبم نشست.

تمام این سال‌ها، شاید ۳۰ سال، شرلوک معما حل می‌کرد. انسان‌ها را نجات می‌داد. دنبال یک «دوست» می‌گشت. تمام این سال‌ها سعی می‌کرد جای خالیِ جوابِ اولین معمای زندگی‌اش را پر کند. معمایی که به عمد فراموشش کرد و از ذهنش خارج کرد چون هیچوقت جوابی برایش نداشت. ۳۰ سال گذشته، شرلوک باز هم به همراه یک «دوست واقعی» وارد همان بازی می‌شود. همان بازی: اولین و آخرین معما.

sherlock_missme_2
خواهر شرلوک «یوروس» کسی که تمام این سال‌ها در زندگی شرلوک تاثیر داشته، کسی که شخصیت برادرش را اینگونه شکل داده مانند «باد شرقی» وارد بازی می‌شود. بازی که خودش در ۵ سالگی طرح کرده! یک دختر کوچک، فرزند آخر خانواده‌ی هلمز، باهوش‌ترین فرد خانواده که به گفته‌ی برادر بزرگش «با آدم‌ها حرف نمی‌زند بلکه تسخیرشان می‌کند» تنهاست و تنها آرزوی کودکانه‌اش داشتن یک همبازیست، و چه کسی بهتر از شرلوک؟ شرلوک اما خودش یک «دوست واقعی» دارد: redbeard.
یوروس یک بازی ترتیب می‌دهد. redbeard را درون چاه می‌اندازد، قصدش کشتن نیست چون این فقط یک بازیه! مدام شعری می‌خواند که رمز پیدا کردن یک‌نفر درونش نهفته شده:
« من که گمشده ام / چه کسی پیدایم میکند
مدوفون زیر درخت قدیمی راش
حالا که باد شرقی می‌وزد کمکم کن … »

شعری که شرلوک هیچوقت نتوانست حلش کند. جالبی‌اش اینجاست که این شعر جای پسرک بی‌گناهِ درون چاه را نشان نمی‌داد، بلکه مسیر رسیدن شرلوک به خواهر تنها و گم‌شده‌اش بود. پس از ۳۰ سال این‌بار شرلوک خواهرش را پیدا میکند. خواهری که به گفته‌ی خودش هربار چشمانش را می‌بندد درون هواپیماست، تنها و گمشده در آسمان! کسی صدایش را نمی‌شنود. هواپیمایی که قرار بود در بازی کودکانه‌ی شرلوک و خواهرش با موفقیت به زمین بنشیند اما هیچوقت اینطور نشد.
sherlock_missme_1

در انتها «بازی» کامل می‌شود. شرلوک خواهر تنها و گمشده‌اش را پیدا می‌کند و به کمک او «بهترین دوست» خودش را که برای بار دوم درون چاه قرار گرفته نجات می‌دهد.این بار بهترین دوست شرلوک redbeard نیست بلکه دکتر جان واتسون معروف است. شرلوک جان دوستش را نجات می‌دهد، کاری که سال‌ها پیش باید انجام می‌داد.


درباره‌ی این قسمت و قسمت قبل میشه خیلی نوشت. نمره‌ی قسمت ۲ از فصل آخر شرلوک در سایت imdb عدد ۹.۶ بود. قسمت قبل مثل یک اوج بود در سری «شرلوک هلمز». اما واسه خیلی‌ها قسمت آخر اصلا پایان مناسبی نبود. منم تا حدودی موافقم. ایده‌ای که نویسنده داشت واقعا خوب بود، واقعا لذت بردم و هیچوقت فراموش نمی‌کنم. ولی نمی‌دونم چرا قسمت آخر رو اینقدر با عجله درست کردند. خیلی از مسائل در قسمت آخر رها شد. در قسمت آخر زمینه‌سازی واسه یه داستان پیچیده و یه معمای بدون عیب و نقص نشده بود. نویسنده فقط می‌خواست به یک «پایان با شکوه» برسه که به نظرم رسید ولی کاش از یه مسیر دیگه. یعنی صرفا شخصیت‌های داستان رو از ناکجا آباد ورداشت و گذاشت تو یه اتاق و بهشون گفت که برید معما حل کنید! واسه همینه که در imdb نمره‌ی قسمت آخر ۸.۶  شده.

سریال شرلوک شاید واسه من بهترین سریالیه که دیدم (شاید). سریالی پیچیده جنایی درباره‌ی دوستی، عشق، آدما، زندگیه ! به هرکسی که این سریال رو ندیده پینشهاد بدین (:

6 thoughts on “?Miss me”

  1. منم زیاد با قسمت آخر حال نکردم، اما بطور کل سریال خوبی بود.
    راستی این سایت رو بهت پیشنهاد میدم یه سری بزن: https://trakt.tv

  2. عالیه این سریال ، از بچگی خوشم میومد ، عالی
    ولی قسمت اخر ، از معماهاش و مرحله های خواهرش خوشم نیومد ، به نظرم باید پیچیده تر میشد و جذابیت شدیدتری میداشت .
    و غم انگیزترین قسمت ، این دوتا بدترین بودن که نمیشه بینشون انتخاب کنم ، دوستی شرلوک و برادرش redbear و حسادت و تنهایی خواهرشون . وووووو مرگ مری ، خیلی بد بود جونم دراومد :'( :'( :'( :'( :'( :'( :'( :/ ، کسی که liar خوانده شد ، ولی من بهش اعتماد داشتم .

    1. (: حتما
      تنبل‌تر شدم در زمینه نوشتن و نیاز به انگیزه هم دارم:)))

Leave a Reply to Safa Cancel reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *