مرگ گوشه‌ای ایستاده

مرگ گوشه‌ای ایستاده

امروز چندساله شدم. چه فرق دارد. اطرافم پر است از لغات پوچی که دایره‌وار توی مغزم می‌چرخد. اصوات گنگی که تولدم را تهنیت می‌گویند. مرگ گوشه ای ایستاده. دلم می‌خواهد کادوی ایشان را اول بگیرم. باقی، اهمیتی ندارد. در انتظار شب هستم. سیفون را خواهم کشید. کلمات گنگ را پایین خواهم داد.
تولدم مبارک.

Leave a Reply

avatar
  مشترک شدن  
Notify of